1
سال سوم کارشناسی بودم که انتخابات سال هشتاد و هشت (2009 میلادی) برگزار شد. آن زمان هم امتحانات دانشگاه مثل حالا لغو شد و به تعویق افتاد. دقیق خاطرم هست که درس مکانیک سیالات و دو درس دیگر دو بار امتحان برگزار شد. از سال هشتاد و هشت تا امروز نزدیک به 16 سال میگذرد. اما در 16 سال گذشته سرمایه اجتماعی و میزان اعتماد به حاکمیت کم و کمتر شده است. وضعیت اخلاقی در جامعه ایران افول کرده و اقتصاد ایران ویران شده است.
2
سال 1390سرباز بودم. آن زمان هم یک شوک در قیمت دلار ایجاد شد. قیمت دلار در حدود 1100 تومان بود. نهادی که درش سرباز بودم و سرویسی که هر روز صبح مارا به محل خدمت میرساند دائما بحث دلار بود. یک نفر از همکاران خانه و ماشین اش را فروخته بود و دلار خریده بود. دلار به بهانه حذف یارانه ها و مستقیم شدن عرضه یارانه به مردم از 1000 تومان به 2500 تومان تغییر قیمت داد. وضعیت بعد از روی کار آمدن حسن روحانی و امضاُء برجام تا حدودی فروکش کرد اما در دوره دوم روحانی با خروج آمریکا از برجام و جهش نرخ ارز مجدد اعتراضات شروع شد.
سال 1397 که امریکا از برجام خارج شد برای یک ماموریت کاری راهی ترکیه بودم که خبر اعتصاب بازار و درگیری پلیس با کسبه را شنیدم. قیمت دلاردر اردیبهشت 97 یکباره از 4200 تومان یه 8000 تومان رسید و تا پایان همان سال رقم 14000 تومان را هم دید. همان زمان بود که دولت برای دمپ کردن شوک قیمت، دلار ترجیحی که به دلار 4200 تومانی یا جهانگیری معروف شد را به وارد کنندگان داد. اما اختلاف 3.5 برابری وسوه کننده بود و هر وارد کننده ای را ترغیب میکرد که بیش اظهاری کند یا نرخ کالای وارداتی خود را بالاتر از رقم حقیقی اعلام کند. زمستان 96 و 97 ایران اعتراضاتی شد که به نسبت اعتراضات امروز کوچک و بسیار صنفی بودند.
3
سال 1400 با روی کار آمدن ابراهیم رئیسی باز زمزمه های حذف ارز ترجیحی پیش آمد و نرخ ارز ترجیحی در بهار 1401 اینبار از 4200 تومان به 28000 تومان افزایش یافت. در زمان اجرا نرخ دلار در بازار آزاد 29000 تومان بود اما طولی نکشید که دوباره اختلاف نرخ دلار با ارز ترجیحی مشخص شد و این روند همواره صعودی ماند تا حملات 8 اکتبر اسرائیل و غزه که شتاب بیشتری به نرخ ارز داد. بعد از سقوط هلی کوپتر رئیس جمهور و کشته شدن ابراهیم رئیسی و انتخابات زودهنگام دولت مسعود پزشکیان اندکی امید و روحیه به جامعه ایران اضافه کرد تا حداقل شرایط اقتصادی مشابه دوره اول روحانی برگردد اما بالا گرفتن اختلافات داخلی و خارجی و بعد جنگ 12 روزه ایران با اسرائیل همه روزنه های امید را بست. دولت پزشکیان در عمل، خلاقیت و عملگرایی لازم را از خود نشان نداد و صرفا مجری دستورات شد. جوری که بنظر میرسد رئیس جمهور حتی همان نقش جداقلی که پیشتر داشت را ندارد. با تنگ تر شدن حلقه محاصره بار انتقاد از وضعیت اقتصادی هم بیشتر و بیشتر شد.
4
بالاخره در آذر 1404 برای نوبت چهارم طی 15 سال اخیر باز هم دولت پزشکیان با وعده ارائه مستقیم یارانه ها به مردم اقدام به حذف ارز ترجیحی 28000 تومانی کرد. که شوک قیمتی 3-4 برابری برای برخی اقلام مانند روغن خوراکی و برنج و تخم مرغ را به همراه داشت. دولت پزشکیان همان راهی را رفت که احمدی نژاد و روحانی و رئیسی هم رفته بودند و نشان داد در عمل اینکه چه کسی رئیس جمهور ایران باشد توفیر چندانی در وضعیت معیشت و اقتصاد ندارد. و وضعیت فعلی اقتصاد ایارن رابطه مستقیمی با این موضوع دارد که چه کسی و با چه رویکردی در کاخ سفید نشسته باشد. نرخ های به سرعت در حال بالا رفتن هستند و ارزش پول ملی با سرعت وحشتناکی در حال سقوط است. تا جایی که ریال ایران در بی ارزش ترین ارز دنیا در رقابت با ارز ونزوئلا و بورکینافاسو است.
5
با همین دست فرمان هر دولتی روی کار بیایید دیر یا زود باید همین نرخ 126000 تومانی هم با تنش فراوان و اعتراض زیاد باید جایش را به نرخ بالاتری بدهد. اینکه طی کمتر از 15 سال نرخ دلار 150 برابر شود چیزی جز فاجعه نیست. افزایش 150 برابری قیمت ارز بیش از هر جنگی به ایران خسارت وارد کرده و اگر امروز هوای آلوده، ناپایداری در شبکه آب و برق و گاز داریم. اگر حد نصاب اخلاقیات شدیدا افول کرده. رانت فساد زیاد شده بخشی از آن فقط بخاطر بی ارزش شدن پول ملی است. چه بخواهیم چه نخواهیم ما در معیار جهانی خیلی خیلی فقیر شدهایم.

پ.ن: این متن نه یک پست سیاسی یا جناح گیری که فقط یک ثبت وقایع و دورنمای 15 سال گذشته در وضعیت ارزی ایران است.