حمیدوُو بَرگ‌بیدوُو

برای روشنایی بنویس.

۳ مطلب در بهمن ۱۴۰۴ ثبت شده است

سند بردگی

باید این را جایی مینوشتم. باید ثبتش میکردم در روزهایی که کشتار وحشیانه در جای جای ایران برقرار بود و اینترنت و تلفن بین الملل قطع بود تا کسی از این جنایت اطلاعاتی برای کسی نفرستد. حدود 700 بازرگان دارای کارت بازرگانی برای ارتباط با شرکای تجاری خود آنهم برای بیست دقیقه به محل اتاق بازرگانی تهران مراجعه کردند، تعهدنامه مکتوب امضا کردند و تحت نظر یک آدم امنیتی دقایقی به اینترنت بین الملل وصل شدند.

تعهدنامه استفاده از اینترنت

هدفم از نوشتن ابدا تقبیح کار بازرگانان نیست چرا که خودم هم آن روزها دنبال 5 دقیقه دسترسی یا فقط قابلیت چک کردن ایمیل هایم بودم . ابدا نه میخواهم ازشان انتقاد کنم یا کارشان را نکوهش کنم. هرچند معتقدم کارشان نوعی به لجن کشاندن شخصیتشان بود. هدفم ثبت میزان ترس و عمق جنایت  حاکمیت بود که بدون اطلاع قبلی همه راه های ارتباطی را قطع کرد. این کار نوعی خودزنی هم هست و نارضایتی بیشتر به همراه دارد. وقتی متوجه ابعاد واکنش ها بشوی شاید بتوانی تصویر دقیق تر از واقعیت منقطع و سانسور شده بدست بیاری. اعتراضات به وضعیت معیشتی در دی ماه 1404 بزرگترین، گسترده ترین و بی سابقه ترین اعتراضات از بهمن 57 در ایران بوده است. تصویر منقطع ، سانسور شده و تحریف شده این روزها  شاید نتواند پازل کاملی از وضعیت موجود دست بدهد اما شدت واکنش میتواند ابعاد کنش واقعی را نشان دهد.

۲ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۱
Hamid Oo

کم بودگی

من فارسی ناقصی دارم. کم خوانده و کمتر نوشته‌ام. زبان فارسی ام برای کسی که میخواهد محتوای فارسی با معنا تولید کند کم است.  حداقل خودم اینطور فکر میکنم. همیشه شاگر متوسطی بودم. بهره هوشی پایینی نداشته ام اتفاقا زود میگرفتم اوضاع ازچه قرار است اما تمرکز و تداوم کافی را برای به انتها رساندن نداشته ام. اینها را خودم خوب میدانم. دفترچه کارهای نیمه تمام ام هم پر از موضوعاتی است که چند سال مانده و انجام ندادمشان. حالا که در نیمه راه سی و هفت سالگی ام حس میکنم سنگینی این کارهای نکرده بدجور دارد مچاله ام میکند. توان تمرکز و کارهای روزمره را ندارم. هر کاری حتی پوشیدن جوراب را هم به تعویض میاندازم.

بدی دیگرش این است که در این احوال وقتی هنوز درگیر خودت و کار و بارت هستی یکدفعه جنگ میشود. موشک از آسمان میریزد عدل یکی‌اش کنار خانه خواهرت میخورد. شهر محل سکونت را تخریب و هرجی ورایی تر از قبل میکند. وقتی داری با شهرداری و انبوه شیتیل بگیر هایش  سر مسیر عبور عابر یا دوچرخه یا کاشت یک درخت میجنگی یک دفعه یک موشک میخورد وسط همان محل و کن فیکان میکند. همه چیز به سود همان شهرداری میشود که بیشتر ازت بکند.  دوباره تا میخواهی کاری کنی جنگ دیگری آغاز میشود. وقتی حساب دودوتا میکنی حساب میکنی با فروش و قسط وام ماشینت را عوض کنی قیمت ماشینی که نظر کردی دو برابر میشود. 

من نمیدانم اینجور وقتها چه باید بکنم. این را میدانم که  برای بخشی از آن کاری نمیتوانم بکنم، اما برای آن بخش اولش برای این کم‌بودگی برای این رها کردن چکار باید بکنم؟ برای اینکه بتوانم حرفم را حداقل به فارسی زبانان بفهمانم تا نزدیک ترین واژگان به آن مفهوم در ذهن را بیان کنم. نمیدانم شما راهکارتان چیست و اصلا چقدر از حرف من را متوجه شدید ولی عمیقا به راهنما و مساعدتان نیازمندم. 

۳ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰
Hamid Oo

همان همیشگی

1

سال سوم کارشناسی بودم که انتخابات سال هشتاد و هشت (2009 میلادی) برگزار شد. آن زمان هم امتحانات دانشگاه مثل حالا لغو شد و به تعویق افتاد. دقیق خاطرم هست که درس مکانیک سیالات و دو درس دیگر دو بار امتحان برگزار شد. از سال هشتاد و هشت تا امروز نزدیک به 16 سال میگذرد. اما در 16 سال گذشته سرمایه اجتماعی و میزان اعتماد به حاکمیت کم و کمتر شده است. وضعیت اخلاقی در جامعه ایران افول کرده و اقتصاد ایران ویران شده است.

2

سال 1390سرباز بودم. آن زمان هم یک شوک در قیمت دلار ایجاد شد. قیمت دلار در حدود 1100 تومان بود. نهادی که درش سرباز بودم و سرویسی که هر روز صبح مارا به محل خدمت میرساند دائما بحث دلار بود. یک نفر از همکاران خانه و ماشین اش را فروخته بود و دلار خریده بود. دلار به بهانه حذف یارانه ها و مستقیم شدن عرضه یارانه به مردم از 1000 تومان به 2500 تومان تغییر قیمت داد. وضعیت بعد از روی کار آمدن حسن روحانی و امضاُء برجام تا حدودی فروکش کرد اما در دوره دوم روحانی با خروج آمریکا از برجام و جهش نرخ ارز مجدد اعتراضات شروع شد.

سال 1397 که امریکا از برجام خارج شد برای یک ماموریت کاری راهی ترکیه بودم که خبر اعتصاب بازار و درگیری پلیس با کسبه را شنیدم. قیمت دلاردر اردیبهشت 97 یکباره از 4200 تومان یه 8000 تومان رسید و تا پایان همان سال رقم 14000 تومان را هم دید. همان زمان بود که دولت برای دمپ کردن شوک قیمت، دلار ترجیحی که به دلار 4200 تومانی یا جهانگیری معروف شد را به وارد کنندگان داد. اما اختلاف 3.5 برابری وسوه کننده بود و هر وارد کننده ای را ترغیب میکرد که بیش اظهاری کند یا نرخ کالای وارداتی خود را بالاتر از رقم حقیقی اعلام کند. زمستان 96 و 97 ایران اعتراضاتی شد که به نسبت اعتراضات امروز کوچک و  بسیار صنفی بودند. 

3

سال 1400 با روی کار آمدن ابراهیم رئیسی باز زمزمه های حذف ارز ترجیحی پیش آمد و نرخ ارز ترجیحی در بهار 1401 اینبار از 4200 تومان به 28000 تومان افزایش یافت. در زمان اجرا نرخ دلار در بازار آزاد 29000 تومان بود اما طولی نکشید که دوباره اختلاف نرخ دلار با ارز ترجیحی مشخص شد و این روند همواره صعودی ماند تا حملات 8 اکتبر اسرائیل و غزه که شتاب بیشتری به نرخ ارز داد. بعد از سقوط هلی کوپتر رئیس جمهور و کشته شدن ابراهیم رئیسی و انتخابات زودهنگام دولت مسعود پزشکیان اندکی امید و روحیه به جامعه ایران اضافه کرد تا حداقل شرایط اقتصادی مشابه دوره اول روحانی برگردد اما بالا گرفتن اختلافات داخلی و خارجی و بعد جنگ 12 روزه ایران با اسرائیل همه روزنه های امید را بست. دولت پزشکیان در عمل، خلاقیت و عملگرایی لازم را از خود نشان نداد و صرفا مجری دستورات شد. جوری که بنظر میرسد رئیس جمهور حتی همان نقش جداقلی که پیشتر داشت را ندارد. با تنگ تر شدن حلقه محاصره بار انتقاد از وضعیت اقتصادی هم بیشتر و بیشتر شد.

4

بالاخره در آذر 1404 برای نوبت چهارم طی 15 سال اخیر باز هم دولت پزشکیان با وعده ارائه مستقیم یارانه ها به مردم اقدام به حذف ارز ترجیحی 28000 تومانی کرد. که شوک قیمتی 3-4 برابری برای برخی اقلام مانند روغن خوراکی و برنج و تخم مرغ را به همراه داشت. دولت پزشکیان همان راهی را رفت که احمدی نژاد و روحانی و رئیسی هم رفته بودند و نشان داد در عمل اینکه چه کسی رئیس جمهور ایران باشد توفیر چندانی در وضعیت معیشت و اقتصاد ندارد.  و وضعیت فعلی اقتصاد ایارن رابطه مستقیمی با این موضوع دارد که چه کسی و با چه رویکردی در کاخ سفید نشسته باشد. نرخ های به سرعت در حال بالا رفتن هستند و ارزش پول ملی با سرعت وحشتناکی در حال سقوط است. تا جایی که ریال ایران در بی ارزش ترین ارز دنیا در رقابت با  ارز ونزوئلا و بورکینافاسو است.

5

با همین دست فرمان هر دولتی روی کار بیایید دیر یا زود باید همین نرخ 126000 تومانی هم با تنش فراوان و اعتراض زیاد باید جایش را به نرخ بالاتری بدهد. اینکه طی کمتر از 15 سال نرخ دلار 150 برابر شود چیزی جز فاجعه نیست. افزایش 150 برابری قیمت ارز بیش از هر جنگی به ایران خسارت وارد کرده و اگر امروز هوای آلوده، ناپایداری در شبکه آب و برق و گاز داریم. اگر حد نصاب اخلاقیات شدیدا افول کرده. رانت فساد زیاد شده بخشی از آن فقط بخاطر بی ارزش شدن پول ملی است. چه بخواهیم چه نخواهیم ما در معیار جهانی خیلی خیلی فقیر شده‌ایم. 

پ.ن: این متن نه یک پست سیاسی یا جناح گیری که فقط یک ثبت وقایع و دورنمای 15 سال گذشته در وضعیت ارزی ایران است. 

۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
Hamid Oo