یادداشت های یک دیوانه بعد چهارم

۲ مطلب در آبان ۱۳۹۷ ثبت شده است

بهشت مینوی من بُِز رو تو و خاکساری نبود*

مدیر ترسو غایت الوثقی جهنم است. این را باید کسی جایی به اسم من ثبت کند. مدیری که میخواهد پسره خوب داستان باشد همیشه در تصمیم گیری هایش این اصل را مد نظر قرار میدهد که نکند فلانی(که شخصیت هم رده یا بلاتر است) ازم کینه به دل بگیرد.بعدش چی؟ آنوقت او چه فکر میکند در مورد من؟ آن وقت آن نفر هم ممکن است برود پیش آن یکی از من بد بگویید بعد آن یکی هم برود پیش مدیرش از من بد بگویید در نهایت مرا کنار بگذارند .
این رویه دردناک غالبن از انسان هایی سر میزند که اولا حقیر تر ، ثانیا بی کفایت تر و  ثالثا بی سواد تر از جایگاهی اندکه درش نشسته اند. رابعن توهم توطئه دارند  خامسن  انتقاد ناپذیرند و عقده ای اند. این را هم اضافه کنم که هر ادمی ممکن است روزی و در جایگاهی درگیر همین موضوع شود. هیچ تضمینی به دور بودن از آن نیست جز وجدان بیدار. خیلی باید روی نفس و شخصیتت کار کرده باشی که اگر به جایگاهی دعوتت کردند که قد و اندازه ات نیست وارد نشوی. خیلی بیشتر از خیلی بزرگی میخواهد.
القصه اینکه حکایت این روزهای ما همین موضوع است .این عزیزان نه تاب بیرون کردن دارند چرا که نیروی جدید دست کم 50 درصد بیشتر میخواهد یکسال هم زمان برای جا افتادن نیاز دارد نه تحمل شنیدن و پذیرش حرفهایت را. بیشتر دلشان میخواهد بذری که کاشته اند یا پیش تر از آنها کسی کاشته رشد کند بالغ شود ازش استفاده کنند اما  آب و نور نخواهد حتی حاضر نیستند قطع کنند اش که بذر نو بکارند . چون حوصله و مهم تر از آن  جسارت اش را ندارند. 
بنابراین عتاب و خطاب هایشان کاملا جهت دار است. قانون را برای عده خاصی تعریف میکنند و مسامحه و تساهل کار هر روزشان هست.


امیدوارم این چند سطر را مانند آن عزیزان به حساب نق نق و قر قر کردن نگذارید. بیشتر اعلان یک وضعیت بود که ممکن است روزی جایی نصیب هر کداممان شود. 
بعد  آنکه امیدوارم هرگز گرفتار در مشار و مشارالیه هیچیک از این شرایط نباشید و نشوید.هرگز ..هرگز

والسلام

*** پاره ای از شعر  احمد شاملو 
۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
hamid vasheghani

آیا ترک کنندگان موطن مادری خائن اند؟

سالهاست ایرانی ها درحال مهاجرت اند،اروپا ،آمریکای شمالی و  استرالیا مقاصد بیشتر جمعیت مهاجران است. در سالهای اخیر تعداد زیادی از ایرانیان به کشورهای همسایه و حتی شرق دور هم مهاجرت میکنند. علت مهاجرت تحصیل باشد یا رفاه و امنیت بیشتر  فرقی نمیکند حتی ممکن است دلایل خیلی شخصی تری داشته باشد. مهم است که فردی ترجیح میدهد کشورش را  به دلایلی ترک کند و اقامت و سکونت در فرهنگ و شرایط جدید را  بپذیرد.
توی این سالها تعداد زیادی از دوستان من هم از ایران رفته اند. همکلاسی های دبیرستان و دانشگاه تا  بچه محل های قدیمی و  دوستان  کلاس ها و دوره های آموزشی آزاد همه به اسم تحصیل ولی به فکر اقامت دائمی از ایران رفته اند.  گذشته از اینکه  پشیمان اند یا  از انتخاب خود خرسند اند. الان زندگی جدیدی را شروع کرده اند تجربیات جدیدی یافته اند و عمدتا زبان ثانی یا ثالثی را آموخته اند. ولو در حد رفع احتیاجات روزانه شان باشد. 
پس این افراد بالقوه یک زبان دیگر را یادگرفته اند که میتواند در عملکرد ذهنی شان اثر مثبت داشته باشد همچنین  میتوانند متونی را از آن زبان به زبان مادری شان ترجمه کنند. تصحیح کنند . میتوانند برای بازرگانان و  شرکت های تجاری در ارتباط مترجمی کنند و از این طریق توسعه ارتباطاترا  تسهیل ببخشند .
طی شش سال اخیر که توی شرکتی تولیدی کار کرده ام که با چندین کمپانی خارجی در ارتباط بوده از این دست آدم ها زیاد دیده ام. از آقای خامنه که در 18 سالگی برای تحصیل راهی ایتالیا شده بود و بعد از تحصیل با کار و ازدواج پایه هایش برای ماندن را سفت کرده بود و حالا سی سالی است که  اتوبان دسترسی بازرگانان ایتالیایی است به ایران ، ایرانیان مشتاق جنس مرغوب به ایتالیا.یا غفور که جوان شایسته ای  است ، حقوق تجارت میداند و بیش از هر چیزی دانستن  چهار زبان  کمکش کرده است. ایران را  عمیقا دوست دارد اما  ترجیح  اش این است که فرزندش در شرایط فعلی ایران  بزرگ نشود. حتی علی که  ارتباطش با چینی ها بقدری خوب  بوده است که  توانسته  بالقوه شرکت ها و شهرک های صنعتی شانگهای و نینگبو و گوانگژو را خوب شناسایی کند و وقتی تولید کننده ای ی قطعه سراغ اش میرود دقیق دستش را  روی نقشه چین که خودش قاره ای است قرار دهد و بگوید پاسخ نیازت  اینجاست.

دوم اینکه جماعت مهاجر کسب و کارشان با ارز خارجی است، یعنی بر مبنای دلار و یورو یا هر ارز دیگری حقوق میگیرند و اگر شرایط داخلی کمی مساعد باشد میتوانند ارزشان را  در کشور مادری سرمایه گذاری کنند. اتفاقی که برای چینی های  مقیم خارج افتاد و اخیرا بسیاری از ترک های آلمان نشین را  مجاب به برگشتن کرده است.

سومین نکته اینکه این افراد در حال حاضر رسانه اند. سفیران ایرانی در سایر ملل و ویترین هایی که بیشتر و بهتر و کم هزینه تر از هر رسانه ای میتوانند مبلغ  کشورشان باشند.  دوستی دارم به اسم خاویر که اسپانیایی است و  اولین بار که ایران آمد یک کوله کوچک و یک دست کت و شلور و پاسپورت و اندکی پول (انقدری که  اینجا در نماند) با خودش اورده. تنها از هتل بیرون نمیرفت و قبل از تاریک شدن هوا به هتل برمیگشت. الان حدود پنج سال است که خاویر دارد به ایران می آید و میرود. حالا بچه  چهار ساله اش و همسرش را همراه خود می آورد. تا  چهارسوق بزرگ بازار تهران و  گذر لوتی صالح را رفته و گشته و  کاخ گلستان را  دوست دارد و  عشقش این است  که برود از مساجد ایران عکس بگیرد.


به انضمام سه دلیلی که گفتم  این را هم قبول دارم که کشور ایران برای تولد و تربیت و  رشد مهاجران بهای زیادی پرداخت کرده است اما نمیشود شما نهنگی را در آکواریوم رشد دهید و توقع داشته باشدی به اندازه نهنگ اقیانوس رشد کند.

پس من مهاجران یا ترک کنندگان موطن  مادری را خائن نمیدانم. چون که آنها مثل خودمان هستند،خواهر و برادر و  دوست و همکار هایما  با اندکی تغییر که  آن تغییر بالقوه برای بهتر شدن  زندگی در کشور خوب است و مهم تر اینکه بالقوه مولدند و ارتباطات را توسعه میبخشند.




۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
hamid vasheghani