حمیدوو برگ بیدوو

یادداشت های یک دیوانه بعد چهارم

۲ مطلب در آذر ۱۳۹۶ ثبت شده است

ترنج

ترنج مشتق دوم من بود از کار های نامجو پسرک مشهدی لاغر و دماغ دراز(به تعبیر خودنامجو) جایی که تابع  تغییر جهت تقعر داد و صعودی اش نزولی شد، حتی "میدان انقلاب باش" هم نتوانست  تقعرش را برایم عوض کن و این تابع  برایمان اکیدا نزولی ماند.ترنج اما در تمام این مدت ماکزیمم مطلق بود و ماند. بین همه آهنگ هایش  آنهایی که  با سه تار و  بغض  ، به شکل اجرا زنده ازش شنیده بودم  تا "دهه شصت" و "عقاید نوکانتی" و  "دماوند " این ترنج بهترین برایم بود. شاید هم چون  توی مسیر دنشگاه شهرستان گوش میدادم. توی غربت ترمینال های کم اتوبوس و پر مسافر. توی خشکی هوای جاده های کمربندی و آن لحنش که با  فریاد و اعتراض آغاز میشد همه و همه برایم  یاد آور خاطره روزهای سرد و پر خاطره است. هر چه که بود امروز صبح که توی خلوتی اتوبان بعد زلزله میراندم هوای ترنج باز به سرم زد . شاید تنها هدیه که توانستم توی این حال هوا و ورزهای سرد و پرخاطره و  آلوده به خودم تقدیم کنم  همین بود. ..ترنج را گوش کنید. یلدا را مبارک بدارید.


۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
hamid vasheghani

باید ببازی

دوم راهنمایی معلم جغرافیایی داشتم که مارا که سی تا نوجوان جوشی ، نوبالغ با صداهای دورگه نخراشیده بودیم را به جهانگردی تشویق میکرد.سر پر سودایی داشت وبار زندگی و نیاز مالی زمین گیرش کرده بود. از کانال پاناما و تنگه جبل الطارق طوری حرف میزد پنداری سالها آن اطراف بوده و مدتها توی پیرنه وآلپ جنوبی مشغول اسکی بازه بوده. معلم جغرافیامان میگفت این کشور عزیز که همه در آن پا گرفته ایم آنقدر بزرگ است و آنقدر منابع دارد که بتوانیم خوب از موهبت هایش بهره ببریم و با برنامه کار کنیم. ینگه دنیا خواهیم شد. میگفت باید اصولی برای خودمان بسازیم که به باور همه قابل استفاده است.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
hamid vasheghani