حمیدوو برگ بیدوو

یادداشت های یک دیوانه بعد چهارم

۲ مطلب در ارديبهشت ۱۳۸۹ ثبت شده است

تک نگار ی های یک ذهن در زنجیر

من نمیدانم چند سال، واقعا چند سال باید بگذرد تا زنهای ایرانی بفهمند وسایل نقلیه عمومی  جای شیر دادن به فرزند دلبندشان نیست؟جای پستان در آوردن و دهان بچه گذاشتن و بعد چشم تیز کردن به اینکه کدام یک از مردان خیره به اوست.اما از دیدگاه خودم بعنوان یک مرد یا حداقال کسی که ریش و سبیل در آورده فکر نمکینم دیدن چنینی صحنه ای برای کسی دلچسب باشد اما وقتی روبرو و بالای و سر و کنار دست و یمیمن و یسار مملو است از انبوه آدم ها گاهی فقط شاید گاهی نگاهت به مادر و فرزند اش که مست از است باده نوشیده بیفتد. کراهت این امر برای من به کراهت سیگار کشیدن  در همان وسیله نقلیه نمیرسد اما ابدا دوست ندارم به چنین صحنه ای مواجه بشم.یا مادری که با چنگ و دندان ۴بچه قد و نیم قدش از این ماشین به آن ماشین میکشد.ب"گذریم از اینکه کسی هنوز معتقد است باید بچه بیاورید و بکنید و بزایید که هنگام خزان است"چرا که این شخص یا اطرافیان شرا مثل خودش تصور میکند یا اصلا تصوری از جامعه ۳۰۰ میللیونی که بیش از ده درصدشان ساکن پایتخت باشند ندارد.دلیلی سومی نمیتوان متصور بود.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
hamid vasheghani

تولدش مبارک

توی همچنین روزهایی حدود N  سال پیش یه آدمی به دنیا ما اومد که گویا یکسری عقده های جدیدتری نسبت به دنیا و آدم هایش داشته.گویا حرف هایی زده و شنودگانی داشته و البته طرفداران و مخالفانی که هنوز نشستن گوشه کلاس های درسشون و دارن نظریات این موجود نازنین رو این و ر آن ور میکنند. کیرکگارد فیلسوف برجسته یا بقول برادران ارشاد به شدت حجیمی بود که نظریاتی جالب در مورد برخی از زوایای زندگی آدمی و فلسفه زندگی داشت.کگارد معتقد بود ترس با هراس دوچیز کاملا مجزا از یکدیگرند.به گفته او ترس چیزی است آنی که لحظه ای یا مدت زمان محدودی در انسان رخ میدهد و میگذرد اما هراس حسی دائمی و فنا ناپذیر است تفاوت دیگر این دو از نظر او این بود که ترس با علت و یا عوامل مشخص اتفاق می افتد اما هراس علتی در زمان حال ندارد و دلیل آن به ترس ابتدایی آدم بر می گردد و بنابراین تا آخرین دم  با انسان می ماند. همه اینها را گفتم نه اینکه بگم خیلی فلسفه سرم میشه یا خیلی از کگارد می دونم نه حتی اینها  را نقل به مضمون از "مهرنامه "آوردم.بیشتر دلیلم این بود که خودم از این نظر خوشم آمد و دلیل دومش این بود که خواستم تولدش را هرچند کوچک اما تبریک گفته باشم و البته توی یه چنین روزهایی تقریبا 2سال پیش همین کافه کتاب  که قبلا با عنوانی دیگر در یک سرویس دیگر فعال بود به اینجا نقل مکان کرد.   پس نوشت: 1.تولدم و تولدش یک جا ، روی هم هوم فولی مبارک. 2.نمی دونم کگارد کجایی بود شما هم گیر ندید دیگه حالا چه فرقی نمیکنه.آلمانی یا اهل گینه بسیائو بخون ببین چی میگه. 3."هوم فولی" یک واژه جدیده که خیوس از خودش در کرده.باید یک چیزی تو مایه های گوگولی مگولی باشه.اله علم
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
hamid vasheghani